نقدها و معرفی فیلم لاک پشت

بازی دیدنی فرهاد اصلانی در نقش یک روانپزشک

فرهاد اصلانی، نازنین بیاتی، صابر ابر و… ستاره‌های این فیلم هستند

خلاصه داستان فیلم لاک پشت

فیلم لاک پشت به‌عنوان سومین اثر بلند سینمایی بهمن کامیار در مقام کارگردان پس از فیلم‌های «مرداد» و «در وجه حامل»، درامی روانشناسانه با فضایی متفاوت محسوب می‌شود. فرهاد اصلانی در نقش یک روانپزشک که خود دچار مشکل حاد روانی است در پی یک اتفاق درون زندگی شخصی‌اش دچار مشکلاتی می‌شود که باعث می‌شود احساس کند همسر و تمام زندگی‌اش را در خطر از دست دادن می‌بیند برای همین تصمیم می‌گیرد برای حفظ آن دست به کارهای عجیب بزند.

بازیگران و عوامل فیلم لاک پشت

فرهاد اصلانی، نازنین بیاتی، نازنین کریمی، صابر ابر، هومن برق‌نورد، آزیتا حاجیان، علیرضا آقاخانی و جمشید گرگین و بازیگران فیلم لاک پشت هستند.

عوامل اصلی «لاک‌پشت» عبارتند از تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان: بهمن کامیار، جانشین تهیه‌کننده: سجاد رحیمی، مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری دی، مدیر فیلمبرداری: وحید ابراهیمی، موسیقی: حامد ثابت، تدوین: پویان شعله‌ور،‌ طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، مدیر صدابرداری: امیر نوبخت، طراح گریم: محسن دارسنج، طراح صحنه: سعید مربی، طراح لباس: آرام موسوی، مدیر برنامه‌ریزی: آوا بالاور، منشی صحنه: لادن رحمتی، دستیار اول فیلمبردار: فرهاد رستمی، دستیاران کارگردان: بهرنگ حجازی، میلاد گروسی، مدیر تدارکات: محمد ابراهیمی، مشاور پروژه: حسین متحد، عکاس: حسین حاجی بابایی

حاشیه فیلم

  • نکته جالب درباره فیلم لاک پشت اینکه یک بار این فیلم در دولت قبل و ریاست محمد خزاعی در سازمان سینمایی برای حضور در جشنواره چهل و دوم فیلم فجر اعلام حضور کرد که بعد از بازبینی در هیات انتخاب رد شد و بعد از آن به دلایل نامعلوم از اکران آن جلوگیری شد.
  • سپس در یک نمایش محدود در جشنواره چهل و سوم فیلم فجر در برج میلاد برای اهالی رسانه به نمایش درآمد که با استقبال زیاد منتقدان روبرو شد و کیفیت بالای فیلم باعث شد این پرسش به وجود بیاید که چطور این فیلم از جشنواره دولت قبل بیرون مانده است!
  • لقمان مداین منتقد سینما در تجلیل از نقش آفرینی درخشان آرزو تاج نیا بازیگر اثر سینمایی لاکپشت در مطلبی اختصاصی نوشت: شگفتی جشنواره امسال حضور درخشان آرزو تاج نیا در فیلم لاکپشت بود. او در آثار بسیاری ایفای نقش کرده و موفق بوده، توانمندی اش در ادای لهجه را ثابت کرده، آرامش جسمانی و آسودگی کلامش را نشان داده، این نقطه قوت اوست که می تواند نقش را شخصی کند، این پتانسیل خوب ایشان است که می تواند میمیک صورتش را به خدمت بگیرد.
    اما اینها برای گذشته است، امر جدیدی نیست، آنچه باعث شد در چشمان من بدرخشد شجاعت مرزشکنی، خودفکنی و عبور از تیپیکال بود، مساله ای که اکثر بازیگران ما به آن مبتلا هستند و نتوانستند عبور کنند، او توانست با حضورش در لاکپشت وارد گام جدیدی در نقش آفرینی خردمندانه خود شود.
    از کنارش ساده عبور نکنید، او کوهی از استعداد است و آرزوی سینمای ایران.

نقد و بررسی فیلم لاک پشت

منتقدان فیلم لاکپشت چه می گویند؟

نقد جعفر گودرزی: فیلم لاکپشت به طرز خطرناکی بر دوش اجراهای بازیگرانش استوار شده!

نقد جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان بر فیلم لاکپشت

جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نوشت:

در سرزمینی که حقیقت چون آینه‌ای شکسته هزار تکه می‌شود، لاک‌پشت روایت کابوسی است که از مرزهای واقعیت عبور کرده و در هزارتوی توهم سرگردان مانده است. فیلمی که نه‌تنها در ژانر تریلر روان‌شناختی گام برمی‌دارد، بلکه در ساحت ناخودآگاه، مرزهای هویت و گناه را از نو ترسیم می‌کند.

داستان از نقطه‌ای آغاز می‌شود که در نگاه اول ساده می‌نماید: دکتر پیروز ارجمند، روان‌پزشکی که خود زخم‌خورده‌ی گذشته‌ای نامعلوم است، با بیماری مواجه می‌شود که خواب‌هایش به واقعیت بدل می‌گردند. اما هرچه زمان پیش می‌رود، تارهای وهم، ذهن دکتر و مخاطب را چنان در خود می‌پیچد که دیگر هیچ چیز قابل تمایز نیست—نه کابوس از بیداری، نه خاطره از خیال، نه جنایت از تاوان.

موتور محرک فیلم، تعلیقی موذیانه و بی‌امان است که در تار و پود روایت تنیده شده. هر پرده، لایه‌ای از واقعیت را می‌زداید و طرحی تازه از توهم را نمایان می‌کند. از ورود شایان، پسرعمویی که بویی از گذشته‌ای تاریک دارد، تا لحظه‌ای که دکتر در آتش حقیقتی که خود از آن گریخته، گرفتار می‌شود، فیلم با مهندسی خوب لحظات، ضربه‌های روایی را در بزنگاه‌های طلایی فرود می‌آورد. و آن‌گاه که حقیقت از پرده بیرون می‌افتد، نه تنها دکتر، که تمام هستی او به لرزه درمی‌آید.

در سینمایی که قصه‌هایش از دل سایه‌ها سر برمی‌آورند، انتخاب بازیگران نه صرفاً یک تصمیم فنی، بلکه امضای روح اثر است. لاک‌پشت از آن دسته فیلم‌هایی است که به طرز خطرناکی بر دوش اجراهای بازیگرانش استوار شده، چراکه قصه بیش از آنکه در کنش‌های بیرونی جریان داشته باشد، در لایه‌های درونی شخصیت‌ها زنده است. برگ برنده‌ی فیلم، بازیگرانی هستند که نه‌فقط نقش، بلکه زخم‌ها و کابوس‌های شخصیت‌ها را در خود حل کرده‌اند. هم‌آوایی میان آن‌ها، نه صرفاً یک همنشینی تصویری، بلکه ضرباهنگی دقیق میان اضطراب، توهم و حقیقت است. دکتر پیروز ارجمند، مردی که در مرز فروپاشی گام برمی‌دارد، نیازمند اجرایی است که شکاف میان عقل و جنون را با وسواس ترسیم کند. در سوی دیگر، شایان، که حضوری تهدیدآمیز دارد، باید همچون شبحی از گذشته، در ذهن مخاطب باقی بماند. آنچه این فیلم را از یک معمای معمولی فراتر می‌برد، تقابل چهره‌ها و سکوت‌ها، بازی در نگاه‌ها و لایه‌هایی است که از پس دیالوگ‌ها برمی‌خیزند.

فیلم با ضربه‌ای کوبنده به پایان می‌رسد، اما برخی خطوط داستانی ناتمام می‌مانند. برای نمونه، رابطه‌ی دکتر با همسرش یا گذشته‌ی خودش که او را به این نقطه کشانده، در پایان تأثیر روشنی بر نتیجه‌ی داستان ندارند. اگر یکی از این خطوط با لحنی پررنگ‌تر در پایان به کار گرفته می‌شد—مثلاً نامه‌ای، شیئی از گذشته، یا یک مواجهه‌ی نهایی—پایان‌بندی از سطح یک شوک روایی، به یک تراژدی عمیق تبدیل می‌شد.

بااین‌همه، لاک‌پشت همچنان فیلمی است که با فضاسازی مسلط و اجراهای درخشان، تماشاگر را درگیر نگه می‌دارد. اما می‌توانست با پرداخت عمیق‌تر شخصیت شایان و اتصال قوی‌تر برخی خطوط داستانی، ضربه‌ی نهایی نخود را به مراتب کوبنده‌تر کند. فیلمی که نه پاسخ می‌دهد و نه دل می‌سوزاند، بلکه در آخرین سکانس، تماشاگر را با دنیایی از تردید، گمگشتگی و شاید… رستگاری، تنها می‌گذارد.

صاحبه پویان مهر منتقد جشنواره فیلم فجر: لاکپشت در سطحی بالاتر از آثار جشنواره

صاحبه پویان مهر منتقد جشنواره فیلم فجر طی نقدی اختصاصی نوشت:

لاکپشت، اثری به قلم و کارگردانی بهمن کامیار می‌باشد، از نظرم خارج از فضای روانشناسی حرف‌های دیگری نیز برای گفتن دارد اما در این لایه همان‌طور که از نام اثر پیداست و از آن در فیلم هم استفاده شده است اشاره دارد بر میزان اثری که ترس و آسیب‌پذیری بر روح و روان یک شخص می‌گذارد، مهم نیست که آن فرد خودش روانپزشک باشد یا یک فرد عادی، آسیب آسیب است و می‌تواند روان هر شخصی را درهم بشکند.
فیلم‌نامه با ریتمی پایین پیرنگ را پیش می‌برد، نقاط عطف‌بندی و اوج رعایت شده و دیالوگ‌ محور است، کاشت‌های درست دارد و با حداقل کاراکتر روایت می‌کند، ضعف وارد بر آن پر کردن روایت با دیالوگ‌های زیاد است که قابل حذف‌اند، در لفافه اشارات خوبی دارد مثل جایی که دختر قهرمان او را در جاده‌ای تاریک رها می‌کند و می‌گوید روزی در همین‌جا مرا رها کردی، منظور این است که من را در سیاهی‌ای از زندگی تنها گذاشتی که شبیه این جاده تاریک و بی‌انتها بود، این قبیل معنا‌گرایی‌ها ارزشمند بود اما باید فکری برای کوتاه‌تر شدن و کم‌تر کردن دیالوگ‌ها می‌کردند.
بازی بازیگران تا حد زیادی طبیعی و باور پذیر است، اصولا بازیگر حرفه‌ای می‌تواند از یک سکانس پر دیالوگ که سبب کاهش ریتم می‌شود، سکانسی خوب بسازد که منجر به هیجان نیز شود، صابر ابر و فرهاد اصلانی در لاکپشت چنین سکانسی را که می‌توانست تبدیل به یک فاجعه شود نجات دادند تا اتفاقی که در آخر آن می‌افتد باورپذیر شود.
موسیقی متن می‌توانست بهتر باشد تا حس وهم و خیال را تلقین کند.
تصویر برداری قاب بندی خوب دارد، در انتخاب زاویه دقت داشته و بر ریتم تاثیر مثبت می‌گذارد، در مواقعی هم موفق به نشان دادن توهم قهرمان می‌شود.
طراحی صحنه معرف فضای ماجرا می‌باشد، سطح فرهنگی و برهه زمانی را نشان می‌دهد، کاشت‌های خوبی در مسیر پیرنگ دارد.
تدوین به طور کل خوب است اما باید با حذف برخی صحنه‌های اضافی ریتم سرعت را بالاتر ببرد، البته که اصل ضربه می‌تواند مربوط به متن باشد که باید اصلاحاتی در آن صورت می‌گرفت.
کارگردانی کار کاملا نسبی است، مثلا بر میزانسن دقت داشته، کاشت‌های خوب زیاد دارد اما باید بر بر متن و دیالوگ تمرکز و وقت بیشتری می‌گذاشتند تا در تلقین این حس که همه اتفاقات در ذهن قهرمان رقم می‌خورد موفق باشد، از طرفی نشان دادن صحنه‌هایی که در دریافت  مخاطب ایجاد شبهه کرد نیز خوب از آب در نیامد نظیر جایی که گمان می‌کرد جسد را سوزانده، اندازه فضایی که جای سوختن بود به من این حس را داد که گربه دخترش را کشته، اگر هدف پایانی باز بود موفق نبوده، نسبت به اکثر آثار جشنواره در سطح بالاتری قرار دارد اما در روایت قابل رقابت با ترک عمیق و رها نیست.

لقمان مداین منتقد جشنواره فیلم فجر: لاکپشت در هزارتوی اختلالات روان شناختی

لقمان مداین منتقد جشنواره فیلم فجر طی نقدی اختصاصی نوشت: اثر لاکپشت به عنوان فیلم بخش ویژه در کاخ جشنواره اکران شد، هنوز هم نمی دانم چرا ممنوع است! بخاطر نوشیدن شراب؟ فیا عجبا عجبا.
محتوای فیلم به عمق اختلالات روان شناختی می رفت، نشان می‌داد فرقی میان مریض و دکتر نیست، این اختلالات سراغ هر کسی می آید و باید درمان شود.
کاراکتری داریم که بخاطر تجربه های تلخ گذشته یا همان تروما، درگیر اختلال وسواس فکری یا همان “او سی دی” می شود و با دچار شدن به اختلال دیگر یعنی اوورتینکی جلو جلو فکر می‌کند و قضاوت، قاضی می شود و حکم می‌دهد و در ناخودآگاهش می جنگد، علائم اختلال وابستگی را می بینیم که به توجه بیش از حد همسرش نیاز دارد و سعی می کند با اختلال جبران گرایی یعنی خرج کردن های مضاعف آن را بدست بیاورد.
پس در پژوهش و پرداخت عالی است و توانسته حق مطلب را ادا کند.
عناصر فیلمنامه را رعایت کرده، پیرنگی قوی دارد اما خرده پیرنگ ها نیمه کاره رها می شوند! کاشت های خوبی دارد، دیالوگ پردازی اش مناسب است، کشش ایجاد کرده و درخشیده.
فیلمبرداری درجه یکی داشت، اصلاح رنگ و نور عالی بود، طراحی صحنه و لباس هم عالی، صدا و گریم خوب بود، تدوین چینش نمای بسیار خوبی داشت، ریتم را بالا برده بود، نقش آفرینی هنرمندانش عالی بود، آسودگی جسمانی داشتند، شخصی سازی کرده بودند، دیالوگ ها را روان ادا می کردند و به اندازه بضاعت صحنه انرژی خود را مدیریت می کردند.
یک فرهاد اصلانی درجه یک، صابر ابر حرفه ای، آزیتا حاجیان درخشان و آرزو تاج نیا توانمند که با حضور کوتاهش در آغاز فیلم دریایی پرتلاطم از استعداد را در او می یافتی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا